آرشیو ماهانه: ژوئن 2016

پی‌نوشت

توی خوابگاه که بودم، یکی از دوستانم که اتاقش بغل اتاق ما بود کور بود. کلاً خوابگاه و درس خواندن در یک دانشکده علوم انسانی حواس من را به آن ها که معلولیتی دارند متوجه کرد. قبلش خیلی بهشان فکر نکرده بودم و این هم تا حدی از عوارض درس خواندن در یک دانشگاه فنی […]

در باب این که زبان از زندگی تغذیه می‌کند، و زندگی از زبان نه، و ما که در هر حال بهتر است همدیگر را نخوریم

گاهی مجری‌های تلویزیون را که می‌بینم، با تعجب از خودم می‌پرسم چه معیاری پشت انتخابشان بوده. گمان نمی‌کنم این معیار داشتنِ ویژگی‌هایی باشد که من فکر می‌کنم یک مجری باید داشته باشد: فصاحت و بلاغت، صدای خوب، چهره خوب، شخصیت جالب، سواد و تخصص؛ از آنجا می‌گویم که خیلی‌هایشان هستند که هیچ‌کدام این ویژگی‌ها را […]

آنچه گذشت، فور دامیز

(به شیوه احکام کلی صادره از وبلاگ‌ها باید بگویم که) توی زندگی آدم یک چیزهایی هستند –یک اتفاق‌هایی، یک دوره‌هایی– که می‌شوند شاخص، که مبداء زمان می‌شوند، تاریخ زندگی آدم را به قبل و بعدش تقسیم می‌کنند. وقتی کسی درباره آدم سؤالی می‌کند، آدم می‌بیند باید جواب را دو قسمتی کند: بعد از آن دوران […]

همراه شکست

رفته‌ام بالا. تلویزیون روشن است و دارد والیبال نشان می‌دهد. ایران و برزیل. ایران یک ست باخته. ست دوم را هم  عقب‌اند. بد هم دارند بازی می‌کنند و هی عقب‌تر می‌افتند. بابام نشسته با بداخلاقی تماشا می‌کند. با عصبانیت ناشی از به‌تنگ‌آمدگی. با اشمئزاز نگاه می‌کند بازی بدشان را، لغزیدن‌هایشان را و دست‌وپا گم کردنشان […]

از سوبک، مینوتور و پدران دیگر

می‌گویند اسکیموها بیش از بیست اسم مختلف برای برف دارند. یک عده هم می‌گویند که هیچ هم این‌طور نیست و آیا کسانی که این را می‌گویند نباید قبل از حرف زدن بروند تحقیق کنند تا به رواج خرافات دامن نزنند. این عده دوم باید جوابگو باشند که ملت چه مثال درست‌ودرمان دیگری را می‌توانند جایگزین […]