قبلاً نوشتم بودم این را… خردهها بدند؛ خرده هوش، خرده زیبایی، خرده مصیبت، خرده خواستن، خرده نخواستن، خرده رذالت… خردهها آدم را معلق نگه میدارند بین زمین و هوا، نمیگذارند آدم در آرامش قطعیت و امنیت اطمینان پناه بگیرد. خردهها خردهخرده روان آدم را میفرسایند و تمام میکنند.
آرشیو برچسب های: غررالحکم
دستهبندی نشده
عدالت توهم است
چقدر مبارزه سخت است، وقتی که تنها پاداش معمولی بودن است.
خشم از امید میآید. آدم خشمگین آدم امیدوار است. غم حضور آرام و فروتن ناامیدی است.
دستهبندی نشده
باز هم، پارادوکس
اگر آنقدر قوی و اصیل بودم که جرأت خودکشی میداشتم، زندگی کردن هم میتوانستم.
دستهبندی نشده
معجزه تماشا، یا همان ما هیچ ما نگاه
هر چه فکر میکنم میبینم این استعاره فراکتال خیلی استعاره خوب و درست و دقیقی است. حتی مطمئن نیستم که استعاره باشد و نه توصیف. شخصیت آدم مثل فراکتال است: الگوهایی که در کلیت و در جزئیات تکرار میشوند. رفتارهای ریز ریز ریز خودت را که نگاه کنی همان شکل و الگویی را میبینی که […]
رقابت کالا را به کمال میرساند و فروشنده را مسخ میکند.
فرزندم، دری را که گشوده نمیخواهی بسته نگه دار. در نگشودن امروز آسانتر است از دربستن فردا. بوس، لقمان
تمدن یعنی راه پاکوبشده. و جالبیاش این است که میشود تمدن شخصی داشت.
شخصیت عبارت است از ترفندهایی که آدم برای زندگی یاد گرفته.

