آرشیو برچسب های: غررالحکم

خاکستری، خاکستری، خاکستر

قبلاً نوشتم بودم این را… خرده‌ها بدند؛ خرده‌ هوش، خرده زیبایی، خرده مصیبت، خرده خواستن، خرده نخواستن، خرده رذالت… خرده‌ها آدم را معلق نگه می‌دارند بین زمین و هوا، نمی‌گذارند آدم در آرامش قطعیت و امنیت اطمینان پناه بگیرد. خرده‌ها خرده‌خرده روان آدم را می‌فرسایند و تمام می‌کنند.

معجزه تماشا، یا همان ما هیچ ما نگاه

هر چه فکر می‌کنم می‌بینم این استعاره فراکتال خیلی استعاره خوب و درست و دقیقی است. حتی مطمئن نیستم که استعاره باشد و نه توصیف. شخصیت آدم مثل فراکتال است: الگوهایی که در کلیت و در جزئیات تکرار می‌شوند. رفتارهای ریز ریز ریز خودت را که نگاه کنی همان شکل و الگویی را می‌بینی که […]

ترس

دو تا جمله هستند که ظاهر و محتوایشان تقریباً شبیه هم است، اما اثرشان زمین تا آسمان فرق دارد. «من دیوانه نیستم» سریع احتمال نقیض خودش را تقویت می‌کند، اما «من احمق نیستم» نه لزوماً.  چرا؟ چون بزرگ‌ترین حماقت در نظر نگرفتن احتمال حماقت است. دیوانگی اما، به کل ماجرای دیگری است…