یکی توییت کرده بود که یکی از پستهای کانال تلگرام سارینا اسماعیلزاده را بعد از مرگش ویرایش کردهاند که اینطور نشان بدهند که فکر خودکشی توی سرش بوده. رفتم چک کردم خودم. بالای پست نوشته شده بود ویرایششده و موس را که نگه میداشتی رویش تاریخ لعنتی ویرایش را نشان میداد که ۹ روز بعد از پرپر شدن جان عزیزش بود. یکهو مورمورم شد. لرز افتاد به پشتم. یاد آن وقتی افتادم که از مسافرت برگشتیم خانه و دیدیم دزد زده به خانه. من نگاهم افتاد به جای کفش دزد که روی کفپوش خانه مانده بود و لرزیدم. دیدن چیزی آنجور غریبه و نادوست وسط جایی آن همه آشنا، دیدن بیواسطه ردپای آن بیگانه بیچهره هولناک است.


من هم چه خوشحالم این جا را پیدا کردم.