آرشیو ماهانه: آوریل 2016

از رنجی که می‌بریم

گواهی عدم سوءپیشینه‌ای که درخواست کرده بودم تا همراه مدارک ویزا بفرستم الآن آمد در خانه. در قوت احساس گناه تثبیت‌شده همین بس که موقع باز کردنش قلبم می‌تپید و دستم می‌لرزید که مبادا سوءپیشینه‌ای داشته باشم.

Inchalla

با هدو حرف می‌زدیم دیشب. پرسید این‌ها که الآن می‌نویسم و این‌طور که الآن می‌نویسم، یعنی آن بد‌حالی و زبان‌بستگی و قلم‌شکستگی‌ام که قبلاً حرفش را می‌زدم تمام شده؛ گفتم که آره، خیلی بهتر شده‌ام. واقعاً هم شده‌ام؛ اما چیزی که هست این که چیزی از دست رفته است انگار (و این جمله را که […]