در مذمت کمال‌گرایی برون‌گرا

اصل کلی پدرم در زندگی نسخه‌ای است از قانونی که من اسمش را گذاشته‌ام «اصل رانندگی در تهران». طبق اصل رانندگی در تهران، تو برای آن که راننده خوبی باشی کافی نیست که خودت خوب و درست رانندگی کنی و همه مقررات را رعایت کنی، بلکه باید در ضمن مواظب هم باشی که کسی به […]

شاید هم صورت مسئله را باید جور دیگری طرح کرد

یک فرقی هست بین عادی (به معنای چیزی که آدم به آن عادت کرده) و واقعی و مطلوب، در زمینه‌های مختلف. مثالی می‌زنم تا منظورم را برسانم، از چیزی که خودم باهاش زیاد درگیرم: خواب. آدم می‌تواند خودش را به یک میزان خوابی عادت بدهد. کافی است یک مدتی برنامه خوابش را روی یک ساعتی […]

باید یک‌وقتی از خستگی‌هایم بنویسم. خستگی‌های مختلفی که همراه خودم این‌ور و آن‌ور می‌برم همیشه. خستگی‌هایی که بودنم در جمع باعثشان می‌شود؛ خستگی‌هایی که باعث می‌شوند دلم بخواهد از همه کناره بگیرم، و وقتی کناره گرفتم ببینم در تنهایی هم همراهم هستند، اما تغییرشکل‌یافته. خستگی از این آمدن و رفتن‌های مکرر بیهوده. خستگی بی‌درمان گریزناپذیر.

اول دفتر به نام ایزد دانا، whether he cares or not

     چند وقتی بود می‌خواستم بیایم اینجا. اینجا یعنی بلاگ‌اسپات. تنبلی نمی‌گذاشت. بلاگفا، از سر لطف، مجبورم کرد. چند روزی هم به بهانه این که می‌خواهم قالب وبلاگ قدیمی را بیاورم اینجا در نوشتن تأخیر کردم. چرا قالب وبلاگ قدیمی؟ علاقه خاصی بهش دارم؟ نه، فقط چون همان قبلی است. در بی‌ترجیحی دائم حال، […]

نوشته‌های وبلاگ قبلی

The opposite of depression is not happiness, but vitality + نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393 ساعت 16:23 شماره پست: 343      این تدتاک خیلی خوب بود به نظرم.        از متن: You don’t think in depression that you’ve put on a gray veil and are seeing the world through the haze of […]