آرشیو ماهانه: دسامبر 2015

از تردیدها

دودلم که چه کنم برای اپلای. به موعد دانشگاه‌های خوب نمی‌رسم دیگر. استادها تشویقم می‌کنند که صبر کنم تا سال بعد و بچه‌ها می‌گویند که باز یک سال دیگر معطل نکنم. گمانم هر کدامشان هم در فضای یکی از انگیزه‌های من برای رفتن هستند. استادها به تحصیلات خوب و باکیفیت خارج از ایران نگاه می‌کنند […]

پارادوکس تصمیم

خیلی سردرگم و گیج‌وویجم. سر این که امسال اپلای کنم یا بگذارم برای سال بعد مانده‌ام. با استادها که حرف می‌زنم توصیه می‌کنند بگذارم برای سال بعد، و با دوست‌هام که حرف می‌زنم تشویقم می‌کنند که الکی وقت تلف نکنم و همین امسال یک‌جایی اپلای کنم. سردر‌گمم از آن بابت که خودم نمی‌دانم دقیقاً چه […]

احساس می کنم، در هر کنار و گوشه این شوره زار یاس، چندین هزار جنگل شاداب ناگهان، می روید از زمین

رسم تنها جشن گرفتن تولدم با یک لیوان چای و یک تکه شکلات تلخ و تماشای درختان پاییز از این‌جا شروع شد؛ از دو سال پیش که توی خوابگاه بودم و بختیاری کمیابی حاصل شده بود که تنها باشم، خیلی اتفاقی روز تولدم. پارسال هم تولدم تنها بودم؛ دوران نوشته پایان‌نامه بود و توی خوابگاه […]

الآن که دارم کارهای اپلای را می‌کنم خیلی به چشمم می‌آید که تنها هستم. من هیچ‌وقت برای تصمیم یا برنامه‌ای تلاشی نکرده‌ام. هیچ‌وقت سعی نکرده‌ام تا چیزی را به دست بیاورم. همه‌چیز، اگر شده، خودش شده. من هیچ‌وقت حتی درست و حسابی نخواسته‌ام. همیشه به نزدیک‌ترین چیز دم‌دست رضا داده‌ام. تنها باری که کمی تلاش […]

مارمولکت را قورت بده

چرا مارمولک را برای تشبیه بدجنسی پنهان و کمی آمیخته با حقارت به کار می‌برند؟ به شکل و شمایل مارمولک‌ها ربط دارد یا به این که مارمولک نسخه کوچک‌تر و بی‌آزارتر مار دانسته می‌شود؟ این را از آن جهت می‌پرسم که اگر بخواهم برای یکی از استادهایم اسم مستعار انتخاب کنم به نظر دکتر مارمولک […]