آرشیو ماهانه: آوریل 2019

Sage

سال‌های سیاه از نظر سلبی واقعی‌ترم کرده. خیلی بخش‌های دروغی را به چنگ و ناخن کنده‌ام از خودم و ریخته‌ام دور. اما از نظر ایجابی نه؛ هر چه را هم که قبلاً داشتم انگار زده خراب کرده. ویرانه‌ای باقی است از من که خاک از هر گوشه‌اش پس می‌زنی صدای مرثیه برای ازدست‌رفته‌ها می‌آید. و […]

از خارش‌های پای قطع‌شده

«یک پرنده بی‌پرواز صاحب خود را کشت». این تیتر خبر بی‌بی‌سی است. بی‌بی‌سی فارسی خیلی درپیت و داغان شده اخیراً و این هم یکی از نمونه‌هایش. یعنی چه پرنده بی‌پرواز و اصلاً گنجاندن این صفت توی تیتر چه موضوعیتی دارد؟ ارزش خبری گزارش هم که بماند. حالا من آمده‌ام از بی‌بی‌سی شکایت کنم؟ خیر. آمده‌ام […]

از اهالی نوشتن، که تا مدت‌ها بعد از آن که نمی‌نویسند، می‌نویسند که دیگر نمی‌نویسند؛ مثل پای قطع‌شده که درد کند

خیلی کار دارم. خیلی خیلی کار دارم. در افق هر چه چشم می‌گردانم کار است. کارهای آشفته که بدون قرار و جای مشخص و حتی مرز در هم می‌لولند. حالم چطور است؟ نمی‌دانم. می‌دانم که دلم می‌خواهد بنویسم. هم حرف‌های واقعی —آن‌ها که فکرها و دودوتاچارتا کردن‌هایم‌اند، چیزها را در ذهن و زندگی‌ام منظم کردن‌اند، […]