آرشیو ماهانه: جولای 2015

شاید هم صورت مسئله را باید جور دیگری طرح کرد

یک فرقی هست بین عادی (به معنای چیزی که آدم به آن عادت کرده) و واقعی و مطلوب، در زمینه‌های مختلف. مثالی می‌زنم تا منظورم را برسانم، از چیزی که خودم باهاش زیاد درگیرم: خواب. آدم می‌تواند خودش را به یک میزان خوابی عادت بدهد. کافی است یک مدتی برنامه خوابش را روی یک ساعتی […]

باید یک‌وقتی از خستگی‌هایم بنویسم. خستگی‌های مختلفی که همراه خودم این‌ور و آن‌ور می‌برم همیشه. خستگی‌هایی که بودنم در جمع باعثشان می‌شود؛ خستگی‌هایی که باعث می‌شوند دلم بخواهد از همه کناره بگیرم، و وقتی کناره گرفتم ببینم در تنهایی هم همراهم هستند، اما تغییرشکل‌یافته. خستگی از این آمدن و رفتن‌های مکرر بیهوده. خستگی بی‌درمان گریزناپذیر.