یکی توییت کرده بود که یکی از پستهای کانال تلگرام سارینا اسماعیلزاده را بعد از مرگش ویرایش کردهاند که اینطور نشان بدهند که فکر خودکشی توی سرش بوده. رفتم چک کردم خودم. بالای پست نوشته شده بود ویرایششده و موس را که نگه میداشتی رویش تاریخ لعنتی ویرایش را نشان میداد که ۹ روز بعد […]
آرشیو دسته بندی: دستهبندی نشده
فال تولد امسالم این بود. دلم میلرزد و نگران میشود هی که میخوانمش. بیت یکی به آخرش را تکرار میکنم که دلم آرام شود. دو یار زیرک و از باده کهن دومنی فراغتی و کتابی و گوشه چمنی من این مقام به دنیا و آخرت ندهم اگر چه در پی ام افتند هر دم انجمنی […]
من Depersonalization disorder دارم. ویکیپدیا میگوید توی فارسی بهش میگویند اختلال زوال شخصیت. اسم بیخودی است به نظرم. حالا نه این که اسم انگلیسیاش خوب باشد. فکر کنم من اگر بودم اسمش را میگذاشتم زوال خودآگاهی یا یک همچو چیزی. خودآگاهی، self-consciousness، چیزی است که از دست دادهام. عادیاش این است که آدم حس کند […]
این التهابم همان بلندی گرفتن آخرین شعله است پیش از خاموش شدن… تا که خاکستری به جا ماند از این پس، گهواره ققنوس، یا آتشی که گلستان شود به ابراهیم…
ماجرای نجفی اعصاب نداشته این روزهایم را خرد کرده. همینجوریش حالم طوری است که در جواب «چطوری؟» مردم توی راهروی دانشکده ممکن است یک دفعه منفجر شوم و هایهای گریه کنم؛ این است که نمینشینم هی به قضیه فکر کنم و خیال ببافم و جزئیات نادانستهاش را زندگی کنم. اما فکرش هی پس فکرها و […]
مثل کسی که سر باخت اسب خودش شرط بسته باشد…
عنوان وبلاگ: چمدان آدرس وبلاگ: http://caro-diario.blogfa.com توضیحات: نام نویسنده: بهار تاریخ تهیه نسخه پشتیبان: دوشنبه هفتم مهر 1393 ساعت 10:21 The opposite of depression is not happiness, but vitality + نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393 ساعت 16:23 شماره پست: 343 این تدتاک خیلی خوب بود به نظرم. […]
بدتر از آدمهای احمق زیادی معتمدبهنفس آدمهای یککمی خفناند که اعتمادبهنفس زیادی دارند.
همه تخممرغهایم را گذاشتم در یک سبد. و بعد جفتپا پریدم رویش.
در اینوریدر وبلاگهایی را که میخوانم توی چهار تا فولدر جا دادهام. یکی فولدر وبلاگهای دوستانم است. یکی دیگر اسمش philosophy است؛ هر وبلاگی را که موضوعش یا نویسندهاش به ترتیبی به فلسفه ربط داشته باشد گذاشتهام تویش. آن دو فولدر دیگر یکیشان اسمش هست New folder، آن یکی هم I read them. معلوم است […]

