«چیز» را بابا آورده بود خانه. مامان فرستاده بودش برود سیبزمینی بخرد و بیاورد، و بابا خیلی زودتر از آنچه که باید با یک کیسه عجیب برگشته بود خانه. گفته بود قبل از رسیدن به میدان میوه یک پیرمرد ناآشنایی دیده بوده با یک گاری چوبی پر از سیبزمینی. پیرمرده ظاهر ژنده غریبی داشته بود. […]
آرشیو ماهانه: می 2022
دستهبندی نشده
غورهنشده لردبسته
علاقهام به این که «کار»ها را سر آن فرصت معهود انجام بدهم، به علاوه خوشبینی و خوشخیالیام نتیجه میدهد که همیشه حس میکنم فعلا از انجام کارها معافم، حس میکنم از من توقع نمیرود کاری بکنم –من که هر چه نباشد بچهام و فعلا زود است برایم کاری کردن، من که معلوم است عذرم موجه […]

