آرشیو ماهانه: ژوئن 2019

ملاقات در شب

چند وقت است که بدحالی آمده و ماندگارم شده. همین یکی دو هفته پیش بود که چنان اسیرم کرده بود که بی‌تاب و بی‌قرار شده بودم. مثل حیوان درنده زخم‌خورده‌ای بودم. به تنم نگاه می‌کردم و یادم نمی‌آمد کی آن‌طور زخمی شده‌ام. بی دلیلی که بتوانم به زبان بیاورم از دوستانم رنجیده و دلزده بودم. […]